نمایش تبلیغ
 
ایجاد وبلاگ
 
مدیریت وبلاگ
 
وبلاگی دیگر
 
انتظار نور

انتظار نور


از بهار بوی ظهور يار می آيد

----------------------------------

 زيباترين بهار زندگی. پايان انتظار ديدارشکوه دولت صاحب الزمان(عج)

 ************************************************

خدايا سبزی بهار را با سبزی ظهور بياميز




باز گشت از سفر عشق

دوشنبه ساعت ۱:۱۵ بامداد از يک سفر شيرين و به ياد ماندنی به سر زمين عشق يعنی کربلا بر گشتيم.

جای همه خالی بود عجب حال و هوائی داشت

واقعاٌ کربلا سر زمين عشق و صفا است.

هر چه از اونجا بگم کم گفتم.

ام شاء الله در يک فرصت مناسب خاطرات اين سفر را به طور مفصل می نويسم.

 




کربلا

بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا

اگه خدا قسمت کنه و امام حسين هم بطلبه يه چند ساعت ديگه می ريم کربلا

وای خدا وقتی فکرش رو می کنم زيارت امام حسين .نجف .مناجات امير المونين در مسجد کوفه رو به ياد علی تو اين مسجد می خونيم و ...

خدا يعنی می شه

ان شاء الله اگه رفتم همه رو دعا می کنم خصو صاٌ بعض ها را ويژه

التماس دعا




دلتنگی




همه هست آرزويم که ببينم از تو روئی       چه زيان تورا که من هم برسم به آرزوئی

ای گل هميشه بهار نرگس خداکند که بيائی

ديدگان من خسته سالهااست که به جاده انتظار دوخته شده است و دلم هميشه اين گواهی را به چشمان خسته و کم رمقم می دهد که

او خواهد آمد

و نور وجودش چشمان رو به کوری تو را دوباره بينا خواهد کرد او خواهد آمد و دل رنجور و خسته تورا پر از نشاط و شادی خواهد کرد

او خواهد آمد از پشت ابرها

 




تا تو بر گردی

چشمهای من در پی فردائی روشن

می ريزه اشکم به دامن تا تو بر گردی

لبهای من داره فرياد از زمونه

شعر دلتنگی می خونه تا تو بر گردی

لحظه ها را می شمارم تا تو بر گردی




بار ديگر غروب جمعه فرا رسيد

چشمهای عاشق دوخته شده به جاده پر پيچ و خم انتظار اين بارهم آن يار سفر کرده را در مسير بازگشت نديد.

چشمهای گريان باز هم در انتظار آدينه ای ديگر و صبح اميدی ديگر می گريند و می گريند و...

خدايا چه قدر غروب جمعه سنگين است

{خدا کند که بيائی} 




افضل اعمال امتی انتظار الفرج

{بهترين اعمال امت من انتظار فرج است}

رسول گرامی اسلام (ص) 




انتظار

پيش روی چشمانم.يک درخت و يک جاده

انتظار چون طوفان.تکيه بر دلم داده

بی حضورت ای خورشيد!سربه صخره می کوبند

ابرهای باران زا.موجهای آزاده

کوچه کوچه می گردد.ماه هم به دنبالت

گرچه اهل اينجا نيست.اين دهاتی ساده

شاعرانه بايد داد.دل به آتش عشقت

عاشانه بايد بود در کنارت آماده

با تو می شود خوشبو روز و شب ولی بی تو

می کشد به روی زخم روزگار سمباده

پيش پايت ای مولا.عاشقانه .بی پروا

سر به خاک می سايند سروهای آزاده

 

 




دل را برای آمدنت ای مهربان من

روزی هزار بار شکستم نيامدی

امروز که با همه بی پناهيم

محتاج تر از هميشه آمده ام نيامدی

گفتند سبز پوش ز کعبه بيايد

هر صبح جمعه رو به قبله نشستم نيامدی

 

 

 

 




زيبا ترين بهار پايان انتظار